معرفی کتاب تولستوی و مبل بنفش؛کتابی مناسب برای گذراندن مرحله سوگواری
Deprecated: preg_split(): Passing null to parameter #3 ($limit) of type int is deprecated in /home/peonymag/public_html/wp-content/themes/jannah/framework/functions/post-functions.php on line 805

معرفی کتاب تولستوی و مبل بنفش اثر نینا سنکویچ
کتاب تولستوی و مبل بنفش اثر خانم نینا سنکویچ نویسنده ای آمریکایی است که در خانوادهای عاشق کتاب به دنیا آمد.
مشخصات کتاب تولستوی و مبل بنفش
نویسنده: نینا سنکویچ
مترجم: لیلا کرد
نشر: کوله پشتی

بیوگرافی مختصری از نینا سنکویچ:
کتاب تولستوی و مبل بنفش اثر خانم نینا سنکویچ
نویسندهای آمریکایی است که در خانوادهای
عاشق کتاب به دنیا آمد.
پدرش پزشک و مادرش دبیر بود و دو خواهر
بهنامهای آنماری و ناتاشا داشت.
و همچنین پس از ازدواجش دارای چهار فرزند پسر شد.
او پس از سپری کردن دوران تحصیل به نویسندگی
روی آورد و آثار معدودش به موفقیتهای چشمگیری رسیدند.
نینا سنکویچ در سال ۲۰۰۸ وبسایت (هرروز کتاب بخوان)
را راهاندازی میکند که در آن نظرات و دریافتهای خود را
درباره کتابهایی که خوانده با کتابدوستان جهان
بهاشتراک بگذارد.
از طریق این آدرس (www.readallday.org)
میتوانید کارهای او و همچنین کتابهایی که خوانده است
را دنبال کنید.

درباره کتاب تولستوی و مبل بنفش:
در این کتاب نینا سنکویچ پس از از دست دادن
خواهر بزرگش آنماری، درحالی که بسیار درمانده
و غمگین است تصمیم میگیرد از روز تولد ۴۶ سالگیاش،
به مدت یکسال برای هضم اندوه پیشآمده،
به ادبیات و کتابها پناه ببرد و هرروز، یک کتاب بخواند.
درواقع خانم سنکویچ در این کتاب خاطرات و یادداشتها
و برداشتهای این یکسال را باجزئیاتی تلخ
و درعین حال دلنشین، بیان کرده است.
از برداشتهایی که کرده است تا سختیهای این مسیر
و رسیدگی به زندگی خانوادگی اش همراه با تصمیمی
که گرفته است و درآخر، نتایجی که گرفته را با
ما بهاشتراک گذاشته است.
روی جلد این کتاب از طرف مجلهی اُپرا نوشته شده:
هرکسی به ادبیات پناه برده باشد این کتاب را درک خواهد کرد.
این کتاب، کتاب مناسبی برای کسانی است که در حال
گذراندن مرحله سوگواری هستند.
بریدههایی از این کتاب:
۱. ما به کتابهایی نیاز داریم که اثرشان بر ما
مثل اثر یک فاجعه باشد؛ کتابهایی که عمیقا
متاثرمان کنند، مثل تاثیر مرگ کسی که
بیشتر از خودمان دوستش داشتیم، مثل
تبعید شدن به جنگلهایی دور از همه،
مثل یک خودکشی.
کتاب باید همچون تیشهای باشد برای
شکستن دریای یخزده درونمان.
۲. وقتی مسئلهای مرا آزار میدهد،
بهدنبال پناهگاه میگردم.
لازم نیست راه دور بروم:
سفر به قلمرو حافظه ادبی کفایت میکند.
کجا میشود مشغولیتی نابتر،
همنشینی سرگرمکنندهتر،
جادویی دلپذیرتر از ادبیات یافت؟
۳. وقتی میخندیدیم، فراموش میکردیم
در اتاق زنی هستیم که امید اندکی
به زنده ماندنش باقی مانده است.
گردآوری: مجله پیونی